
در این مقاله بررسی میکنیم که چگونه تغییرات جدید معیارهای بازدید در پلتفرم یوتیوب، مقایسه خام ویو بین شبکههای اجتماعی مختلف را برای برندها و تبلیغدهندگان گمراهکننده کرده است.
با تغییر معیارهای سنجش بازدید در یوتیوب، بسیاری از بازاریابان متوجه شدند که مقایسه اعداد خام ویو بین پلتفرمهای مختلف دیگر معنای قبلی خود را ندارد. این دگرگونی، فرمولهای قدیمی انتخاب اینفلوئنسرها را با چالش جدی روبهرو کرده و برندها را ناچار ساخته است تا استراتژیهای تحلیل داده خود را بازنگری کنند.
یوتیوب مدتهاست که الگوریتمهای خود را برای تفکیک بازدیدهای واقعی از ترافیک رباتیک و کلیکهای تصادفی بهینهسازی کرده است. در سیستم جدید، صرفاً کلیک کردن روی ویدیو یا بارگذاری اولیه آن به معنای ثبت یک ویو کامل نیست، بلکه فاکتورهای عمیقتری مانند مدت زمان ماندگاری کاربر و میزان تعامل واقعی مد نظر قرار میگیرند.
این پلتفرم با تحلیل دقیقتر رفتار مخاطب، ویدیوهایی را که کاربران بلافاصله پس از ورود میبندند از آمار بازدیدهای باکیفیت خارج میکند. هدف اصلی این بوده است که آمار ارائهشده به تبلیغکنندگان، بازتابی واقعی از توجه مخاطب باشد و نه صرفاً یک عدد بزرگ و فریبنده روی کاغذ.
تغییرات اعمالشده بر پایه الگوریتمهای یادگیری ماشین استوار هستند که الگوهای ترافیک ورودی را لحظه به لحظه پایش میکنند.
هر کدام از شبکههای اجتماعی ساختار متفاوتی برای شمارش بازدید دارند و یک عدد واحد در این پلتفرمها ارزش یکسانی ندارد. برای مثال، پلی شدن خودکار یک ویدیو در فید اسکرولی برخی پلتفرمها با یک بازدید کامل در یوتیوب که کاربر با اراده خود روی آن کلیک کرده است، تفاوت ماهوی دارد.
برندها و آژانسهای تبلیغاتی اگر صرفاً بر اساس مقایسه اعداد خام تصمیمگیری کنند، دچار خطای محاسباتی بزرگی میشوند. یک میلیون بازدید در پلتفرمی که ویدیوها به صورت خودکار پخش میشوند، شاید به اندازه چند هزار بازدید باکیفیت و متمرکز در یوتیوب ارزش تجاری نداشته باشد.
تمرکز بیش از حد بر شاخصهای کمی و نادیده گرفتن کیفیت تعامل، بودجه بازاریابی را به سمت کانالهای کمبازده هدایت میکند.
با دقیقتر شدن متر و معیار یوتیوب، ارزیابی عملکرد اینفلوئنسرها نیز شکل تازهای به خود گرفته است. دیگر نمیتوان تنها با استناد به میانگین بازدید ویدیوهای یک کانال، درباره میزان تأثیرگذاری آن فرد تصمیم گرفت و باید به سراغ شاخصهای عمیقتری رفت.
برندهای هوشمند اکنون به جای شمارش تعداد کلیکها، به سراغ نرخ ماندگاری مخاطب و کیفیت کامنتها میروند. اینفلوئنسری که با وجود بازدید کمتر، مخاطبان وفادار و درگیری عمیقتری دارد، گزینه بسیار ارزشمندتری نسبت به کانالهای دارای ویوهای بالا اما بیکیفیت محسوب میشود.
برای انتخاب دقیقتر همکاران تبلیغاتی در یوتیوب، توجه به پارامترهای جدید اهمیت بالایی پیدا کرده است.
تغییر تعریف ویو در یوتیوب باعث شده است تا قراردادهای همکاری برندها با اینفلوئنسرها از حالت کمی به کیفی تغییر مسیر بدهد. در حال حاضر، قراردادها بیشتر بر اساس میزان تعامل واقعی و اثربخشی طولانیمدت محتوا تنظیم میشوند تا تعداد دفعاتی که ویدیو دیده شده است.
این رویکرد جدید به سازندگان محتوا نیز انگیزه میدهد تا به جای تولید محتوای زرد برای جذب کلیکهای لحظهای، روی ساخت ویدیوهای عمیقتر و ارزشمندتر تمرکز کنند. در نهایت، این چرخه به سود اکوسیستم بازاریابی محتوایی تمام میشود زیرا هم برندها نتیجه بهتری میگیرند و هم مخاطبان محتوای باکیفیتتری دریافت میکنند.
تیمهای بازاریابی برای اینکه از قافله عقب نمانند، روشهای خود را با الگوریتمهای جدید هماهنگ کردهاند.
تغییر تعریف بازدید در یوتیوب زنگ خطری بود برای تمام کسانی که به آمار و ارقام سطحی در بازاریابی دیجیتال اتکا میکردند. این تحول نشان داد که کیفیت توجه مخاطب بسیار ارزشمندتر از کمیت بازدیدهای ظاهری و فاقد پشتوانه است.
برندهایی که بتوانند خود را با این شاخصهای واقعبینانه تطبیق دهند، در کمپینهای اینفلوئنسر مارکتینگ خود به نتایج پایدارتر و سودآورتری دست پیدا خواهند کرد. شناخت دقیق این تغییرات، پایه و اساس تصمیمگیریهای هوشمندانه در فضای رقابتی امروز است.
هنوز نظری ثبت نشده است.
برای ارسال نظر وارد شوید.